بسمه تعالی
یوم الله 9 دی
این نوشتار را به مناسبت نزدیک شدن به یوم الله 9 دی تقدیم به دوست داران انقلاب اسلامی می کنم.
دوست ندارم که زیاد در خصوص مسائل داخلی کشور صحبت کنم چون در این خصوص افراد زیادی هستند که می نویسند و انصافاً نیز زیبا می نویسند. حتماً از خودتان می پرسید خوب اگر دوست نداری بنویسی چرا نوشتی؟ به دو دلیل دست به نگارش این مطلب زدم اول اینکه به نظر من 9 دی یک روز فقط ملی نیست بلکه یک روز تاریخی و برای عبرت آیندگان است و دوم اینکه روزی هست که جهانیان ثمره اتحاد جوانان یک کشور را دیدند.
پس می بینید بی ارتباط با موضوع وبلاگ من نیست ولی باید از یک زاویه دیگر به آن نگریست.
دوستان من در هر دوره ای که ما می بینیم تمدنی از هم پاشیده نتیجه فرقه فرقه شدن ملت آن بود یا اگر توانستند حکومتی را به زیر بکشند باز نتیجه تفرقه و یا عدم عظم و اراده ملت بوده است به تاریخ نگاه کنید چرا امام علی (علیه السلام) در حدود 5 سال خلافت خود باید سه جنگ داخلی داشته باشد که سرانجام توطئه شهادت ایشان نیز نتیجه و پیامد همین جنگ ها بود و اگر مردم دور امام و رهبر مذهبی و (در کمترین نگاه) سیاسی خود حلقه می زدند آیا ما باز شاهد این همه غم و اندوه برای امام مان بودیم؟ یا در دوره خلافت شش ماهه امام حسن (علیه السلام) باز می بینیم همین تشدد آرا باعث شد حکومت شش ماهه آن حضرت سقوط کند و معاویه حاکم جهان اسلام شود و در ادامه نهضت امام حسین (علیه السلام) را می بینیم که امویان برای مبارزه با نهضت حقه امام شهید ما دست به ایجاد تفرقه بین کوفیان به وسیله زر و زور زدن و آن شد که مسلم و هانی در کوفه شهید شدند و بعد نیز آن فاجعه که همه ما می دانیم در کربلا رخ داد و حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) بی یار و غریب ماند.
در خصوص امامان بعدی نیز همین قضیه تکرار شد تا به حضرت صاحب الزمان(عج) رسید بعد از غیبت کبری هر جا مسلمانان متحد شدند توانستند اقتدار خود را به جهانیان نشان دهند و هر وقت نیزکه سایه شوم تفرقه در ملل اسلامی گسترده شد باعث تباهی مسلمین گردید که حمله صلیبیون و مغولان به بلاد اسلامی نمونه هایی از آن است. و همه ما می دانیم که در حمله آنها چه فجایعی در دیار مسلمین رخ داده است.
در دوره عثمانی و صفویه جهان اسلام به یک اتحاد داخلی نسبی رسید و در آن زمان این دولت ها از ابرقدرت های جهان شدند ولی این روند بعد از صفویه سیر نزولی پیدا کرد تا اینکه شد آنچه که همه ما می دانیم.
در دوران عثمانی نجف همواره زیر نفوذ این دولت سنی مذهب بود ولی همانگونه که تاریخ نشان می دهد علمای شیعه نجف اشرف برای حفظ وحدت و شوکت مسلمین هیچ گاه بر علیه آنان اقدامی نکردند و همواره به نهاد خلافت اهل سنت احترام می گذاشتند.
آری این رویه ادامه داشت تا انقلاب ما به پیروزی رسید و اتحاد ملی ایرانیان به اوج خود رسید و دشمن نیز توطئه های خود را به بالاترین حد خود رسانید و قائله خلق عرب ، مردم کردستان و ترکمن صحرا و سایر توطئه های تفرقه افکنانه قومی از یک سو و ایجاد اختلاف بین مراجع به وسیله نفوذی هایی که در بیوت آنان پیدا کرده بودند از سوی دیگر ، ((مانند قضیه شریعت مداری و منتظری )) سعی کردند نهال انقلاب را بخشکانند.
وقتی این اقدامات جواب نداد تفرقه و برادر کشی راه انداختند و مزدور خود صدام لعین را تحریک کردند تا به ایران حمله کردند و دو ملتی را که بیشترین مشترکات قومی و مذهبی را با هم داشتند را به جان هم انداختند و شد آنچه که همه دیدند بسیاری از جوانان هر دو کشور به خاک خون کشیده شدند واین باعث تباهی کشور عراق شد و ایران نیز سالیان دراز از پیشرفت بیشتر بازماند البته فواید زیادی نیزجنگ در جای خود برای ایران داشت که مجال برای ذکر آنان نیست .
بعد از جنگ وقتی دشمن شیطان صفت دید نمی توانند با حمله خارجی انقلاب را به زانو در بیاورد باز هم از نفوذ در ایران ناامید نشد و سعی کرد که با نفوذ بسیار خزنده در داخل نظام ، دست به فروپاشی از داخل بزند و تا آنجا که قضایای 18 تیر 87 پیش آمد که مردم با اتحاد خود از این امتحان سربلند در آمدند و دشمنان داخلی و خارجی را سر جایشان نشاندند ولی این آخر کار نبود همان افراد خائن داخلی و حامیان خارجی آنان بعد از شکست به سوراخ های خود خزیدند تا زمینه را آماده کنند تا در موقع مناسب تیر خلاص را به انقلاب اسلامی که دیگر درخت تنومندی شده بود بزنند.
انتخابات ریاست جمهوری سال 88 فرصت مناسبی را در دست آنان گذاشت که دوباره از سوراخ های خود بیرون بیایند و با دلارهای ملتهای برادر عرب که در دست ، دست نشاندگان غرب بود و با حمایت رسانه ای ، معنوی و مادی مستقیم غرب توانستند عده ای از مردم ساده دل پاک ما را بفریبند و نظر آنان را به خود جلب کنند و 13 میلیون رای برای کاندیدای نفوذی خود کسب کنند ولی این آخر کار نبود بعد از انتخابات دست به بازی آخر زدند و دروغ بزرگ را با مطرح کردن تقلب ساختند و سعی کردند عده ای را بر علیه نظامی که در واقع ساخته و پرداخته ملت بود بشورانند در ابتدا افراد فریب خورده و نا آگاه قابل توجه ای در سطح جامعه دیده می شد ولی با گذشت زمان ، فرو کش کردن غبار قتنه و معلوم شدن چهره واقعی سران فتنه کم کم آن عده قلیل که فریب خورده بودند نیز از اطراف آنان پراکنده شدند و فقط ماندند خائنین به اسلام ، مردم و ایران و دیگر هیچ.
مردم مسلمان و صبور ایران نیز می دیدند که هر از چند گاهی این خائنان در سطح شهر و جاهای پر رفت و آمد خودی نشان می دهند و متفرق می شوند و در هر مراسمی که با نام انقلاب بود را به نام خود مصادره می کردند و با ادعای پیروی از امام ملت عکس مطهرش را پاره می کردند. و مردم اینها را می دیدند ولی برای رعایت پاره ای از مصالح صبر می کردند تا حق از باطل کاملاً جدا شود تا آن روز فرا رسید.
آن عده قلیل خائن و حامیان داخلی و خارجی شان در روز عاشورا روزی که امام مسلمین و آزادگان را سر بریدند و شهید کردند مانند یزیدیان کف و صوت زدند و چادر از سر عزاداران حسینی کشیدند و آن کردند که گذشتگانشان در 1400 سال پیش با امام حسین(علیه السلام) و اهل بیتش کرده بودند.
با این تفاوت که در آن زمان کوفیان نتوانستند از امامشان حمایت کنند ولی در ایران ملت بزگ ایران حماسه تاریخی 9 دی را آفرید و همه دشمنان اسلام را یک بار دیگر به سوراخ هایشان فرستاد. البته این ملت باید همواره بیدار و هوشیار باشند همانطور که هستند چون دشمن از هر راهی و هر لحظه ای برای ضربه زدن به انقلاب استفاده می کند. و آنها منتظر یک لحظه غفلت ما هستند که حد اکثر استفاده را از آن بکنند.
قصد من ترساندن شما دوستان نیست چون که کید دشمن ضعیف و خانه اش مانند تار عنکبوت سست می باشد ولی غفلت نیز مایه پشیمانی است و نباید دشمن خود را ضعیف فرض کنیم که این نیز دامی از دام های شیطان است. باید در همه حال مواظب رفتار های آنان باشیم تا گرفتار همان غفلتی که کوفیان گرفتار آن شدند نشویم و برای مقابله با این کار باید برای مردم خود بصیرت افزایی کنیم و نگذاریم که یکبار دیگر عده ای بیایند و ملت را بفریبند.
این وظیفه فرهیختگان جامعه است که در این راستا بکوشند که البته اول نیاز به خودسازی دارد تا اول خودمان را اصلاح کنیم و خیر و شر را بشناسیم و بعد سعی کنیم این راه را به دیگران بشناسانیم تا مانند جناب عمار برای امام علی (علیه السلام) باشیم وتا به سرنوشت نخبگان مردود فتنه 88 دچار نشویم.
9 دی 88 درسهایی نیز برای جهان اسلام دارد که در ادمه به پاره ای از آن اشاره می شود اول اینکه اگر مردم و دولت یک صدا بشوند هیچ گاه هیچ ابر قدرتی نمی تواند که با آنان رودررو شود چه رسد به اینکه بتواند آنان را شکست دهد دوم اینکه دشمن منتظر فرصت می باشد تا اگر در هر زمان در جامعه اسلامی اختلاف به وجود بیاید از آن حد اکثر استفاده را برای رسیدن به اهداف خود بکند. سوم اینکه باید همواره مراقب رفتار و اعمال دشمنان داخلی و خارجی باشیم چون دشمنان همیشه هوشیار بوده و منتظر فرصت هستند. چهارم اینکه دشمن داخلی همیشه بسیار خطرناکتر از دشمن خارجی می باشد همان طور که در درون انسان نیز همینگونه است و رسول خدا(ص) مبارزه با دشمن بیرونی را جهاد اصغر و مبارزه با دشمن درونی را جهاد اکبر می خواند و در سطح جامعه نیز همین گونه است و ضرباتی که جهان اسلام از منافقین خورده است هیچگاه از کفار نخورده است. و مهمترین درسهای 9 دی عبارت اند از اتحاد ، بصیرت ، عمل به موقع ، حق گرایی ، هوشیاری و دشمن شناسی می باشد که اگر هر ملتی به آن مجهز شود هیچ گاه طعم تلخ شکست و تحقیر را نخواهد چشید.
حال باید ما خود را آماده آینده کنیم و از گذشته درس بگیریم و هیچگاه آن را فراموش نکنیم که فراموشی باعث تکرار تاریخ می شود و مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود و این را نیز بدانیم که مطمئناً دفعه دیگر دشمن بسیار مجهزتر و آماده تر به میدان می آید و فتنه آینده قطعاً بزرگتر از فتنه سال 88 خواهد بود همانگونه که فتنه 88 بسیار وسیعتر از فتنه 78 بود. اصلاً فلسفه زنده نگه داشتن یاد روز 9 دی این است که ما فتنه 88 و آثارش را فراموش نکنیم و تا زمانی که ما از تاریخ درس بگیریم و اشتباهات گذشتگان را تکرار نکنیم پیروز خواهیم بود انشاالله.
وسلام
رحمت الله سخا


