وحدت جهان اسلام - راهکارهای وحدت جهان اسلام از دیدگاه امام خمینی(ره) و سیدجمال الدین *

بسمه تعالی
 
پدید آورنده : احمد سعادت ** ،
 

چکیده

همگرایی و وحدت امت اسلام یکی از اصول مسلّم اسلامی است، ولی متأسفانه به دلایلی و تحت تأثیر عوامل بیرونی و درونی، این اصل اصیل اسلامی که در متون دینی ما بدان توصیه و تأکید فراوان شده است، در بسیاری اوقات مورد غفلت قرار گرفته و گاهی حتی خلاف آن عمل شده است. لذا رسیدن به این اصل اسلامی در طول تاریخ یکی از آمال و آرزوهای دیرین نخبگان و اندیشمندان اسلامی بوده است و فرهیختگان امت اسلام برای تحقق آن راهکارهای مؤثری ارائه داده اند.

در این نوشتار مهم ترین راهکارهای وحدت اسلامی در گفتار، نوشتار و رفتارهای وحدت بخش دو اندیشمند مصلح جهان اسلام، امام خمینی (ره) و سیدجمال الدین(ره) مورد کاوش قرار گرفته و بازخوانی شده است.

واژه های کلیدی: وحدت، مسلمانان، عالمان دینی، امام خمینی (ره)، سیدجمال الدین(ره)، تقریب، تفرقه.

درآمد

در زمینه همگرایی و وحدت جهان اسلام، عناوین متعددی قابل بحث و تأمل است. عوامل همگرایی، موانع وحدت و همگرایی، زمینه ها و محورهای وحدت و... از آن جمله اند. از جمله عناوین مهمی که محل تأمل بیشتر است و کارایی مؤثرتری نیز دارد، راهکارهای همگرایی است. در این گفتار به طور فشرده دیدگاههای دو وحدت گرای برجسته اسلامی را در مورد راهکارهای وحدت و همگرایی، بازخوانی می کنیم: سیدجمال الدین بنیانگذار این حرکت و جریان محسوب می شود و عمر پر برکتی را در این زمینه صرف کرده و نظام اندیشه خود را در این باب شکل بخشیده است. رهبر فقید انقلاب اسلامی نیز بزرگ ترین انقلاب اسلامی را در جهان به ثمر نشانده و آن نظام وحدت گرا را با حرکت الهی و اسلامی خود به منصه ظهور و تحقق رسانده است.

راهکارهای وحدت از دیدگاه سیدجمال الدین

سیدجمال الدین بدون شک از پیشگامان و منادیان همگرایی جهان اسلام، بلکه بنیانگذار آن محسوب می شود، چنان که رشید رضا در مجله المنار، ذیل عنوان «بحث فی المؤتمرالاسلامی» می نویسد:

اول صوت سمعناه فی هذا العصر یدعوالمسلمین الی التعارف والاتحاد والتعاون فی الرأی والسعی علی تدارک ماحل بالمسلمین من الرزایا الاجتماعیة... هو صوت الحکمین جمال الدین والشیخ محمد عبده رحمهما الله تعالی.[1]

نخستین فریادی که در این عصر مسلمانان را به شناخت یکدیگر و اتحاد و همکاری در رأی و کوشش برای جبران آنچه بر مسلمانان عارض شده از گرفتاریهای اجتماعی، دعوت می کرد، فریاد دو دانشمند مبارز، سیدجمال الدین و شیخ محمد عبده بود، رحمت خدای بزرگ بر آن دو باد.

او یکی از نخستین کسانی است که راه چاره نابسامانیهای ممالک و کشورهای اسلامی را در اتحاد و همبستگی جهان اسلام در برابر استعمارگران می دانست و در این راه به تلاش و کوشش بسیار دست زد. خود در این باره می فرماید:

فالشرق الشرق، فخصصت جهاز دماغی لتشخیص دائه، وتحری دوائه، فوجدت أقتل ادوائه داء انقسام اهله، وتشتت آرائهم واختلافهم علی الاتحاد واتحادهم علی الاختلاف، فعملت علی توحید کلمتهم وتنبیههم الخطر الغربی المحدق بهم.[2]

سازمان مغز و اندیشه خود را به تشخیص درد اصلی شرق و جست وجوی درمان آن اختصاص دادم. دریافتم که کشنده ترین درد شرق، جدایی افراد آن از یکدیگر و پراکندگی اندیشه های آنان و اختلافشان بر سر اتحاد و اتحادشان در اختلاف است. پس در راه وحدت عقیده و بیدار کردن آنان در برابر خطر غربی که ایشان را فراگرفته دست به عمل زدم.

اکنون ببینیم دستاورد این درمان و تلاش چیست. سید راهکارهای بسیاری ارائه کرد و گامهای عملی مؤثری نیز برداشت، که در ذیل به مهم ترین آنها اشاره می گردد.

1. آگاهی بخشی مسلمانان از طریق انتشار نشریات

یکی از دردهای جهان اسلام به نظر سید جمال، از یک طرف درد غفلت و بی خبری خودی است و از طرف دیگر هوشیاری و توطئه برنامه ریزی شده و هماهنگ استعمارگران و دشمنان اسلام؛ اما برای اینکه جوامع اسلامی دست از تفرقه و اختلاف بردارند و به همبستگی و شکوفایی ممالکشان بیندیشند، باید این مسئله به درستی به آنها تفهیم گردد. مطبوعات و انتشار نشریه به نظر سید یکی از راهکارهای مؤثر در این زمینه بوده است. وی در این زمینه می نویسد:

هر امتی را باید علی الدوام از برای صیانت اخلاق و حفاظت ملکات و راهنمایی به سوی سعادت منبهی از غفلت و صائنی از هبوط و سایقی به سوی فضائل و قائدی به جانب کمالات... باشد.. ـ هیچ چیزی دارای این همه اوصاف نیست ـ مگر جراید و اخبارنامه های یومیه.[3]

بنابراین، باید هر ملتی که خواهان وحدت و همگرایی، دوری و پرهیز از تفرقه، هلاکت و بدبختی است و جویای مدنیت و رفاه اجتماعی می باشد، نویسندگان و فرهیختگان آن جامعه باید به انتشار نشریات بپردازند و مضرات آنچه را در جامعه مهلک است بیان نمایند و به روشنگری در جوامع اسلامی بپردازند. از این رو، سید خود به این مهم همت گماشت. در افغانستان برای اولین بار انتشار نشریه شمس النهار به پیشنهاد سید و به دستور و اجرای امیر شیرعلی خان تحقق یافت.[4]

سیدجمال الدین برای بیداری مسلمانان در افغانستان در سال 1290ق/1873م به امیر شیر علی خان پیشنهاد راه اندازی یک نشریه را داد و امیر نیز موافقت نمود و در همین سال نشریه ای به نام شمس النهار خواسته سید را جامه عمل پوشاند. برای نخستین بار مردم افغانستان با خواندن این نشریه با دگرگونیها و پیشرفت و ترقی سایر کشورها آشنا شدند. گرچه نام مدیر این نشریه در تاریخ ثبت نشده است، اما مطالب آن نشان می دهد که ادیبی وطن دوست و مصلح بوده که از عقب ماندگی کشور رنج می برده است. البته از افرادی به نام میرزا عبدالعلی خان و قاضی عبدالقادر به عنوان «مدیر» و مانند آن، در شمس النهار سخن به میان آمده است.[5]

رویکرد اصلاحی این نشریه و اندیشه های تجددگرایی آن از افکار سیدجمال الدین نشأت می گرفت. حتی گفته می شود که سید خود مفکوره آزادی خواهی و اصلاحی خویش را از طریق نوشتار و انتشار شمس النهار برای مردم ابراز می نمود[6] و طبق این قول، سید خود مستقیماً در انتشار افکار تجددگرایی این نشریه نقش داشته است. اما آنچه قابل انکار و تردید نیست برنامه های اصلاحی است که سید آن را تنظیم نموده و به شیرعلی خان تسلیم کرده بود. بر اساس نقل کتب تاریخی و مقاله غلام جیرانی در مجله کابل و نیز مقاله سید قاسم رشتیا، برنامه اصلاحی که سید به امیر شیرعلی خان پیشنهاد نمود عبارت بود از:

اعلان استقلال سیاسی؛ اصلاح امور دربار؛ تشکیل کابینه وزرا؛ تنظیم سپاه؛ ایجاد مکتبهای لشکری و کشوری؛ توجه به زبان ملی پشتو؛ تبدیل القاب و عناوین صاحب منصبان لشکری و کشوری از زبان بیگانه به زبان افغانی؛ تأسیس روزنامه؛ تأسیس شفاخانه، بیطارخانه(دامپزشکی) و پست خانه؛ احداث مسافرخانه در طول راههای مسافرت؛ احداث شهر جدید شیر پور( تعمیر شهر عصری)؛ ایجاد کاروان سرا.[7]

سیدجمال الدین در حیدرآباد هندوستان نیز نشریه ای به نام معلم شفیق با همکاری محب حسین انتشار داد که مقالات فارسی آن را خود می نوشت و مقالات زبان اردو را بر عهده مدیران دیگر قرار داده بود.[8] وی همچنین روزنامه دیگری به نام حبل المتین با تشویق سیدجلال الدین کاشانی (مؤید الاسلام) تأسیس نمود.[9] در سال1309ق نیز نشریه ضیاء الخافقین را به دو زبان عربی و انگلیسی در لندن دایر کرد که با همکاری میرزا ملکم خان به طور ماهانه منتشر می شد.[10]

در مصر نیز سید و همکاران و مریدان او به انتشار نشریات متعددی پرداختند و بسیاری از نویسندگان و روزنامه نگاران مصری در تنویر افکار عمومی و بیداری اذهان مردمی مرید او بودند.[11] « به تشویق او بود که سلیم النقاش و ادیب اسحاق مجله مصر و روزنامه التجارة و روزنامه مصرالفئات و سلیم عنحوری روزنامه مرآة الشرق را به دو زبان فرانسه و عربی منتشر کردند.»[12] ماهنامه ابونظارة نیز به تشویق و همکاری سیدجمال الدین توسط یک مصری به نام جمیس سانوا ایجاد شد و انتشار یافت.[13]

از قدمهای مؤثر سید در این زمینه انتشار نشریه عروة الوثقی است. سید از هند با وعده پشتیبانی عده ای از مسلمانان روشنفکر آن سامان، عازم اروپا شد و با انتشار مجله عروة الوثقی، اصول اصلاحی خویش، به ویژه اتحاد اسلامی را، دنبال کرد.[14] هر چند سید، همزمان با انتشار این مجله، مقالاتی در سایر روزنامه ها می نوشت و همچنین با سخنرانی و دیدارها و گفت وگوها بر اتحاد اسلامی پای می فشرد، ولی مهم ترین منبع مربوط به آرمان اتحاد اسلامی و دیدگاهها و پیشنهاداها و ارائه راهکارهای وی درباره اتحاد، مجله عروة الوثقی است. استاد محیط طباطبایی می نویسد:

این مقالات، در عین حال که آمیخته از روح مذهبی و عرفانی و سیاسی در هم بود، گویی مواد و اصول طراحی را که سید برای اتحاد اسلام طرح کرده بود، تشریح و تجزیه و تطبیق می کرد.[15]

گفته می شود انتشار این مجله، گامی بس بزرگ در راه تفاهم و اتحاد مسلمانان بود و خود نیز از پیامدهای همبستگی مسلمانان به شمار می آمد، زیرا مخارج آن به وسیله مسلمانان تشکیلات عروه، در مصر، هند و... تأمین می شد.[16] در نخستین مقاله مجله، سید با اشاره به این همکاریها و تصمیم مشترک مسلمانان خیرخواه، به ویژه مسلمانان هند و مصر، هدف بزرگ خود را ایجاد رابطه ای محکم و استوار بین مسلمان دردمند و عدالت خواه می داند.[17] سراسر مقالات عروة الوثقی، مشحون از دعوت به اتحاد جهان اسلام است و چندین مقاله مستقل نیز به این مهم اختصاص یافته است.[18]

از مهم ترین راهکارهای سید در جهت روشنگری و آگاهی بخشی مسلمانان، تشویق دوستان، مریدان و ارادتمندان خود به تألیف، ترجمه و نشر کتب و رسائلی بود که با مطالعه آنها مردم به بیداری دست یابند.[19] سید علاوه بر انتشار نشریات متعدد با همکاری دوستان و ارادتمندان، به نشر دیدگاههای خود در سایر مجلات و نشریات اقدام می نمود و از هر فرصتی در این زمینه استفاده بهینه می کرد. وی در زمان اقامتش در فرانسه با تعدادی از روزنامه نگاران و مدیران و سردبیران روزنامه های فرانسوی آشنا شد و برای آنها مقاله می نوشت و آنها نیز ستونی برای نشر آرای وی اختصاص داده بودند که گاهی مقالات عربی سید را به فرانسه ترجمه می کردند و منتشر می ساختند.[20]

2. ایجاد حکومت واحد اسلامی

یکی از راهکارهای آرمانی سید، ایجاد حکومت واحد اسلامی بود.[21] وی خواهان جامعه ای بود که وحدت بر آن حاکم باشد، اختلافات نژادی، زبانی، منطقه ای و فرقه ای بر اخوت اسلامی فائق نگردد و مردم مسلمان امتی باشند آگاه و عالم به زمان و آشنا به فنون و صنعت عصر و آزاد از هرگونه قید استعمار و استبداد. نمونه ای که سید برای این نوع حکومت در نظر داشت، دولت اسلامی در صدر اسلام و حکومت واحد رسول خدا(ص) بود.

بدین منظور سید خلافت عثمانی را که مرکزیت حکومت اسلامی در آن زمان بود می ستود و بر تقویت بنیه های آن می کوشید. ایشان در یکی از نوشته های خود به سلطان عثمانی می نویسد:

اگر خدای نخواسته بر دولت علیه عثمانی چشم زخمی برسد، نه مکه را قراری و نه مدینه منوره وقاری، بلکه نه از اسلام اسمی و نه از دین رسمی خواهد ماند و بعد از آن نه صوت اذانی خواهند شنید و نه قرآنی خواهند دید، مانند یهود بخارا خار و چون گوسفندان بی صاحب شکار گرگ ستمکار خواهند شد.[22]

این پیش بینی سید به درستی جامه عمل پوشید و پس از فروپاشی خلافت عثمانی، حتی در مرکز خلافت با مظاهر، نمادها و ضروریات اسلامی به بهانه تعارض با اصول لائیسم، مخالفت شد.

3. اتحاد بر محور قرآن

سید پس از اندکی تلاش در جهت وحدت جهان اسلام و ایجاد الگوی حکومت صدر اسلام، تشخیص داد که امکان ندارد دولت واحد و حکومت واحدی تشکیل شده و فرمانروای واحدی زمام امور مسلمانان را به دست بگیرد؛ لذا اندکی از آن ایده آرمانی تنزل کرد و بر ارتباط میان تمام اعضای جوامع اسلامی بر مبنای قرآن پای فشرد و اعلام کرد:

من نمی گویم که: به همه کشورهای اسلامی یک نفر حکومت کند، زیرا این کار بسیار مشکل است، ولی امیدوارم که حاکم و سلطان همه ملتهای مسلمان, تنها قرآن باشد و عامل وحدت و یگانگی آنها دین آنها. با این وحدت هر پادشاهی می تواند در کشورش برای حفظ حقوق دیگر کشورهای اسلامی کوشش کند، زیرا حیات او به حیات آن دیگری و بقایش به بقای ملت دیگر مسلمان بسته است.[23]

این راهکار به نظر سید دست یافتنی و امکان پذیر بود. وی در مقاله «اتحاد ایران و افغان» وضعیت امارتهای آلمان را مثال می زند که پس از تفرقه و تشتت، متحد شدند و از آن وضعیت نابهنجار نجات یافتند؛ لذا دولتهای مسلمان نیز می توانند به اتحاد و همبستگی نائل شوند و نابسامانیهای ممالکشان را بهبود بخشند.[24]

وحدت بر محور قرآن جز مبنا و محور اتحاد اسلامی است، اما از این لحاظ که پیشنهاد این عامل به عنوان محور و مبنای وحدت، در واقع ارائه یک راهکار برای تحقق اتحاد و انسجام اسلامی است، می توان این عامل را در مجموعه راهکارها گنجاند.

4. بازگشت به اسلام راستین

به نظر سید، آنچه عیب است از مسلمانی ماست نه از اسلام. علل اساسی تفرقه مسلمانان و انحطاط آنان، دوری از اسلام راستین و قرآن کریم است. وی بر این باور بود که مسلمانان سده های نخستین، به سبب اعتقاد و عمل به اسلام اصیل، که احکام آن دقیق و اصول آن نیرومند و قواعد آن محکم و دستورهایش همه رموز زندگی فردی و اجتماعی را شامل بود، با هم وحدت داشتند و کشورهای اسلامی در راه نیرومندی و عظمت گام بر می داشتند. فاصله از اسلام و تعالیم حیاتبخش آن، باعث تفرقه آنان شد. از این روی، اگر مسلمانان خواهان مجد و عظمت گذشته اند، باید به اسلام راستین بازگردند و قرآن را کتاب زندگی بدانند، نه کتاب مقدس و قابل احترام و بی ارتباط با زندگی.[25]

اگر ارتباط و پیوند مسلمانان و کشورهای اسلامی قطع شده و در نتیجه از همکاری و تعاون یکدیگر در مصائب و مشکلات بی بهره مانده اند، به سبب دوری آنان از اسلام است. بالاتر، اگر مسلمانان در یک کشور، بلکه یک شهر، با هم رابطه نزدیکی ندارند، به سبب فاصله از اسلام است.[26]

5. همبستگی و ارتباط عالمان دینی و متفکران اسلامی

به نظر سید، یکی از راهکارهای مهم و تأثیرگذار وحدت، ارتباط و همبستگی عالمان دینی و متفکران اسلامی است. سید موفقیت طرح اتحاد جهان اسلام را در لحظه ای عملی و دست یافتنی می دید که عالمان مذاهب اسلامی، به تفاهم برسند و به احساس مشترکی دست یابند.[27] سید در این زمینه طرحهایی ارائه نمود که عبارت اند از:

1ـ5. سازمان دهی درجات علمی و وظایف عالمان

سیدجمال الدین، تشکل سازی، سازماندهی و تعیین مسئولیت عالمان دینی و درجات علمی آنان را در ایجاد ارتباط و اتحاد میان مسلمانان مفید و لازم می شمرد: «ایجاد استحکام و ارتباط میان مسلمانان، مستلزم این است که درجات علمی علمای اسلام و وظایف هر کدام از آنها معیّن شود تا همواره آماده انجام وظیفه باشند.»[28]

با توجه به نیازهای امروزی و تعیین سطوح و درجات علمی و نیز اظهار نظرهای غیرمسئولانه برخی از عالم نماها و ایجاد تفرقه و اختلاف از ناحیه آنان، به نظر می رسد این طرح یکی از راهکارهای اساسی و راهبردی باشد. تعیین مدارج علمی و وظایف علما دست کم دو امتیاز دارد: اولاً، با تعیین سطوح و درجات علمی، هم روحانی و هم عامی می داند به چه کسی مراجعه شود و چه فردی پاسخگوی کدام مسائل و چه نوع اموری است؛ ثانیاً، هر عالم نمایی نمی تواند فتوا صادر کند و با شایعات و ترهات ذهنی و به ظاهر دینی، به تفرقه و اختلاف دامن بزند.

2ـ5. ایجاد مرکزیت دینی و گفتمانی

به نظر سید، علما باید برای ایجاد یک مرکزیت دینی تلاش کنند تا در این مرکز تبادل نظر و گفت وگوی عالمان دینی انجام شود، تا به وحدت نظر برسند. سید از رؤسا و زمامداران کشورهای اسلامی و طرفداران حق می خواهد که به عنوان وظیفه و تکلیف، از این تجمع حمایت کنند و آن مرکز نیز از کار ها و اقداماتی که به جمع آنان وحدت و یگانگی می بخشد غفلت نکند.[29] مبلغان و سخنوران نیز به جای اینکه به نقاط دور دست بروند، با کسانی که نزدیک تر هستند ملاقات و مذاکره کنند.[30]

به نظر ایشان، اول باید یک مرکزیت ایجاد شود، ارتباط و همگرایی بین دانشمندان حاصل گردد و بعد از اینکه هسته اولیه شکل گرفت و بنیانهای وحدت ثبات یافت، می توان آن را گسترش داد. به نظر وی، حوزه های علمیه و مساجد بهترین مراکز برای ایجاد تفاهم و گفت وگوهای علمی و دینی اند. ایشان درباره بایستگی نقش این مراکز به عنوان حلقه های پیوند دهنده اجتماعات مردم می گوید:

هر کدام از اینها مکانی برای ظهور روح زندگی واحد در میان جامعه مسلمانان باشد و هر کدام از این محلها، مانند حلقه زنجیری باشد که هر گاه یکی از آن حلقه ها تکان بخورد، حلقه های اطراف آن هم به صدا در آیند.[31]

6. ایجاد تشکیلات

کارهای مهم اجتماعی بدون برنامه ریزی، سیاستگذاری کلان و تشکیلات به سامان نمی رسد. سید این نکته را به خوبی دریافته بود، لذا برای پیشبرد اهداف خود اقدام به تشکیل «جمعیت سرّی عروه» می نماید. مجله رسمی و علنی عروة الوثقی در واقع ارگان نشریاتی این جمعیت سرّی بود. در باره این جمعیت و سرّی بودن آن، احمد امین می نویسد: «و کان وراء هذه المجلة جمعیة سریة منبثة فی جمیع الاقطار الاسلامیة، اختیر اعضاؤ ها من بین المسلمین المثقفین المتحمسین لدینهم، و وضع لها یمینٌ یقسمها من یدخل فیها و یتعهد.»20

این جمعیت ابتدا در دوران اقامت چهار ساله سید در هندوستان (حیدرآباد و کلکته) ایجاد گردید و به تدریج و با همت و پشتکاری وی، شعبه هایی از آن در دیگر کشورها، از جمله مصر تونس و دیگر نقاط شمال آفریقا و فرانسه نیز دایر شد.[32] درباره نحوه تأسیس، فعالیتهای سرّی و شعب مختلف این جمعیت، در نامه ای که شیخ محمد عبده از تونس به پاریس می فرستد، می خوانیم:

با آنکه هفده روز است در تونس هستم نامه شما به تأخیر افتاده است. من در اینجا به علما و امرای تونس بر خوردم و آنها را شناختم و شما را به ایشان شناساندم و گفتم: عروه نام جریده ای نیست، بلکه نام جمعیتی است که سید، در حیدر آباد هند تاسیس کرده و شعبی در دیگر ممالک دارد؛ اما هیچ شعبه، شعبه دیگر را نمی شناسد و فقط رئیس از آنها آگاه است اینکه ما می خواهیم یک شعبه در اینجا تأسیس کنیم، پذیرفتند. من امروز کوشش می کنم که این جمعیت را تشکیل دهم، بیشتر اعضا از دانشمندان اند. یکی از آنها شیخ ورستانی است و یکی شیخ ابوحاجب. من به زودی نام هم قسم آنان را به شما اطلاع می دهم. دوست دارم که کسی از نام آنها مطلع نشود. به آنها گفتم که کسی بر نام ایشان جز شما و من و خدا مطلع نخواهد شد.[33]

روشن است که این جمعیت، تشکیلاتی سرّی بود و در سراسر کشورهای اسلامی شعبی دایر نموده بود. فعالیتها نیز به نحوی انجام می گرفتند که شعبه ای از شعبه دیگر اطلاع نداشت. اعضای این جمعیت غالباً از میان افراد تحصیل کرده مسلمان، دردمند و به شدت علاقه مند به مکتب اسلام انتخاب شده بودند. برای عضویت در این جمعیت، قسم (سوگند) نامه ای تنظیم شده بود و هر کس در این جمعیت وارد می شد، چنین سوگند یاد می نمود:

تعهد می کنم در حد توان، در راه زنده ساختن اخوت اسلامی تلاش کنم و آن را همانند وظیفه پدر و فرزند، نسبت به یکدیگر، انجام دهم. و هیچ وظیفه ای را بر وظیفه دینی ترجیح ندهم و هیچ اقدامی را که ضرر دین در آن فرض شود، بر عهده نگیرم و از هر وسیله درستی که برای تقویت اسلام مفید باشد استفاده کنم و تا حد امکان، اطلاعات خود را نسبت به کشورهای اسلامی گسترش دهم.[34]

هزینه های مجله عروة الوثقی نیز از طریق شعبه های همین جمعیت در سراسر ممالک اسلامی تأمین می گردید، چون هر یک از اعضا پس از پایان جلسه مبلغی که در وُسع او بود، در صندوق کوچکی که منفذی داشت، می ریخت. میزان این کمکها نیز سرّی بود و هیچ کس نمی فهمید دیگری چه مبلغی تقدیم کرده است.[35]

سرّی بودن این تشکیلات با توجه به جو اختناق آن روز شاید عامل بقا و استمرار آن محسوب می شد، ولی می توانست عامل اصلی عدم موفقیت آن نیز به شمار رود، به خصوص اینکه هیچ یک از اعضا از اعضای دیگر اطلاع نداشتند و تنها رئیس عامل ارتباطی محسوب می شد. در چنین تشکیلاتی اگر رئیس بی انگیزه شود و یا حادثه ای برای او اتفاق بیفتد، کل تشکیلات از هم پاشیده می شود، زیرا دیگر هیچ راه ارتباطی در بین اعضا وجود ندارد.

این راهکار (ایجاد تشکیلات) بعداً نیز در بین مسلمانان ادامه یافت. تأسیس «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیة» توسط علامه محمد تقی قمی در مصر، شاید یکی از طرحهایی باشد که با الگوگیری از تشکیلات سیدجمال الدین پایه گذاری شده و بسیاری از نقاط قوّت آن ـ مانند گستردگی در کلیه جوامع اسلامی، استفاده از نیروی خلاق، تحصیل کرده و فرهنگیان اسلامی و...ـ را دارد، ولی در عین حال نقاط ضعف آن ـ مثل سرّی بودن و اتکا به یک فردـ را ندارد.

7. ایجاد کنگره و مؤتمر اسلامی

یکی دیگر از راهکارهای سید در جهت اتحاد اسلامی، ایجاد کنگره و مؤتمر اسلامی بود. هدف وی از تلاش در جهت ایجاد مؤتمر اسلامی این بود که با گردآوری عالمان مذاهب و نمایندگان کشورهای اسلامی در آن مجمع بزرگ، آنان به تبادل نظر و همفکری بپردازند و با اعلام نتایج آن به مردم، بتوانند مشکلات مسلمانان را حل کنند، نیروهای از دست رفته دین را دوباره تقویت نمایند، اسلام را از تهاجم و کینه جویی دشمنان سرسخت و لجوج حفظ کنند، از بدعتهای بدعتگذاران جلو گیری نمایید و همچنین برای سیر علوم اسلام، بیداری مسلمانان، ترویج و گسترش اسلام و پاسداری از آن برنامه ریزی کنند.[36]

مرکز کنگره مکه انتخاب گردید. سید درباره علت انتخاب مکه برای برگزاری آن می گوید:

انتخاب مکه بدین خاطر است که مرکز پیدایش دین اسلام و مرکز تجلی حق و یقین و بهترین مکان مقدس برای تجمع مسلمانان است. مهم تر از همه اینکه خانه خدا، کعبه نیز در مکه است و همه ساله مسلمانان در مراسم حج از شرق و غرب در آنجا حضور می یابند.[37]

سید بر این باور بود که مسلمانان همه ساله با شرکت گسترده در مراسم حج و حضور در این گردهمایی با شکوه و تبادل نظر و توافق، می توانند اهداف پیش گفته را تحقق بخشند. سپس کواکبی طرح مؤتمر اسلامی را از سید گرفت، چنان که یکی از نویسندگان لبنانی در این باره می نویسد: «واما الکواکبی... قد اخذ فکرة الافغانی فی عقد الموتمر الاسلامی.»[38]

8. شناسایی عوامل تفرقه و طرد و نفی آنان

همان طور که عوامل تفرقه می تواند درونی باشد، قطعاً می تواند بیرونی نیز باشد. به تجربه ثابت شده است که عوامل بیرونی و نفوذی بیشتر از عوامل درونی در بین مسلمانان به تفرقه و اختلاف دامن زده اند. بنابراین، مهم ترین راهکار ایجاد وحدت، شناسایی عوامل تفرقه و به ویژه عوامل بیرونی و خارجی است.

از نظر سید رژیمهای استبدادی و دست نشانده، متحجران و ظاهرگرایان، غربزدگان و عالمان درباری، تعصبهای نابجا، رذائل اخلاقی و فاصله از اسلام اصیل، از عوامل تفرقه مسلمانان به حساب می آیند که شناسایی و طرد و نفی آنها، موجب اتحاد و همبستگی اسلامی را فراهم می سازد. مثلاً سید نتیجه تعصبات فرقه ای را چنین شرح می دهد:

در پی آن، جامعة مستحکم اسلام تجزیه گشت و به افراد تقسیم شد. هر کدام از آنها دارای فرقه ای شدند و هر فرقه به دنبال خواسته ها و تمایلات خود رفت. عده ای به سوی ملک و حکومت، عده ای به جانب مذهب. به تدریج آثار آن عقاید و ایمانی که مسلمانان اولیه را به سوی وحدت و یگانگی دعوت می کرد و مردم را برای استحکام وحدت جامعه اسلامی بر می انگیخت، از روان مسلمانان زایل گشت و آنچه از ایمان و عقاید مذهبی در ذهن آنان باقی ماند، تبدیل به یک سلسله صورتهای ذهنی شد که فقط در گنجینه خیال آنان حفظ می شد و حافظه آنها هنگام نشان دادن معلومات نفسانی خویش، به آن صورتها هم توجه می کرد.[39]

9. طرح ائتلاف و تقریب دولتهای مسلمان

یکی از راهکارهای اساسی و جدی سید در جهت همبستگی اسلامی که خود عملاً تلاش بسیاری برای تحقق آن به خرج داد، طرح ائتلاف و تقریب دولتهای مسلمان بود. سید می کوشید دول اسلامی را متحد و همگام سازد. او تمام عمرش را در این زمینه وقف کرده بود: مقاله می نوشت، سخنرانی می کرد، دیگران را به نوشتن مقالات و سخنرانی وا می داشت، با افراد مؤثر و صاحب نفوذ همچون علما و سران کشورهای اسلامی گفت وگو می کرد، همه را هشدار می داد و آنان را برای اتحاد دول اسلامی آماده می ساخت. در این زمینه به اتحاد دو دولت ایران و افغانستان بسیار دل بسته بود و همواره برای ائتلاف و همبستگی این دو کشور می کوشید.[40]

طرح کلی تر سیدجمال الدین، برنامه اتحاد و ائتلاف هندوستان، بلوچستان، افغانستان، ترکمنستان، بخارا و... تحت لوای اسلام و خلافت عثمانی بود که در سال 1302ش/1885م طی نامه مفصّلی پیشنهاد و به دربار خلافت عثمانی فرستاده شد و خود عهده دار انجام این طرح گردید.[41]

البته سلطان عبدالحمید، خلیفه عثمانی، ابتدا از این طرح حمایت کرد و سید را به دربار فرا خواند و سید نیز به استانبول شتافت و به عملیاتی سازی طرح کلان خود پرداخت و با استفاده از موقعیت به دست آمده، نامه هایی به زبانهای گوناگون، از سوی سلطان و با مهر و امضای وی، برای امرا و حاکمان کشورهای اسلامی فرستاد.[42] روابط گرم سلطان و سید طولی نکشید و توطئه در باریان و دسیسه های انگلیسی شروع شد. بالاخره توطئه ها و دسیسه ها کار را به جایی رساند که خلیفه عثمانی به سید مظنون شد و اعمال و رفتار سید را به شدت تحت کنترل قرار داد.[43]

حتی اگر بگوییم که سید در اجرای تمام طرحهایش به موفقیت کامل دست نیافت و همه راهکارهای وی عملی نگردید، ولی می توان گفت حرکت سید و راهکارها و گامهای بسیار مؤثر وی سه نتیجه روشن و قابل توجه را برای جامعه اسلامی به ارمغان آورد:

1. باعث تقویت روح اتحاد و اخوت مسلمانان جهان اسلام گردید؛

2. موجب رشد و شکوفایی حرکتها و جنبشهای طرفدار اتحاد اسلامی شد؛

3. و از همه مهم تر پیروانی برجسته ای پیدا کرد؛ کسانی چون کواکبی، رؤسای الازهر، شیخ عبدالقادر مغربی، امیر شکیب ارسلان، شیخ حسین جسر، مولانا ابوالکلام آزاد، اقبال لاهوری و بسیاری از علمای بزرگ شیعه در عراق و ایران که هر یک طلایه دار اتحاد اسلامی شدند و راه و آرمان سید را پس از وی دنبال کردند.[44]

راهکارهای وحدت از دیدگاه امام خمینی(ره)

یکی از تأثیرگذارترین رهبران وحدت طلب و پیشوایان اصلاح گرای معاصر، امام خمینی(ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی است. او نیز همچون سیدجمال الدین بنیانگذار حرکت اصلاحی و وحدت طلبی، از برجسته ترین منادیان همبستگی و انسجام اسلامی به شمار می رود. اندیشه های این مرد بزرگ الهی در مرحله نظر باقی نمانده، بلکه غالباً جامه عمل پوشیده است. در زمینه وحدت نیز راهکارهای اساسی و کاربردی برای تحقق این هدف بزرگ ارائه نموده است که در ذیل به مهم ترین آنها اشاره می گردد.

1. رهبری واحد

برای وحدت یک جامعه، رهبری واحد و اطاعت و پیروی از او، سخن نخست است. یعنی قبل از هر راهکار دیگر و انجام فعالیت در مسیر همبستگی، شناسایی یک رهبر واحد، گرد آمدن در کنار او و حرف شنوی از اوامر و دستورهای وی، از اهم راهکارهای وحدت به شمار می رود. این مسئله در دین امری پذیرفته شده و حتی مورد تأکید است. رسول خدا(ص) می فرمایند:

إسمعوا و أطیعوا لمن ولاه الله الأمر، فإنه نظام الإسلام.[45]

از حاکمان الهی اطاعت کنید و گوش به فرمان باشید، زیرا اطاعت از رهبری مایه «وحدت امت اسلام» است.

امام(ره) خود یک رهبر استثنایی و کاریزماتیک در این زمینه بود که محور وحدت و همبستگی جامعه اسلامی ایران گردید و انقلاب شکوهمندش را به ثمر نشاند. نقش رهبری واحد در اینجا جای هیچ حرف و حدیثی را باقی نمی گذارد. چنان که مقام معظم رهبری می فرماید: «این انقلاب در دنیا بدون نام امام خمینی(ره) شناخته شده نیست.»

حضرت امام(ره) خود در زمینه رهبری واحد نیز بسیار مصر بود. ایشان تلاش بسیار زیادی در جهت انتقال مرحوم آیت الله بروجردی(ره) به قم و مرجعیت ایشان انجام دادند و نقش ایشان در جهت ایجاد رهبریت واحد در حوزه قم پس از رحلت مرحوم آیت الله حائری(ره) مورد اعتراف همه کسانی که در آن عصر در حوزه قم می زیسته اند، بوده است.[46]

همچنین امام در نجف اشرف کوشش بلیغی در جهت حفظ شأن و مرتبه حضرت آیت الله حکیم انجام می دهند و از هرگونه عملی که کوچک ترین اثری در جهت تضعیف ریاست عامه ایشان داشته باشد خودداری می کنند. مثلاً وقتی برای اولین بار کتاب تحریر الوسیلة ایشان، در نجف به چاپ می رسد، امام متوجه می شوند بر روی جلد این کتاب عبارت «زعیم الحوزات العلمیة» نقش بسته است. لذا بلافاصله دستور می دهند این عبارت پاک شود و می گویند: «والا کلیه این کتابها را به دجله می ریزم.» اصرار یاران ایشان به جایی نمی رسد و بالاخره با مشکلات بسیاری این عبارت را پاک می کنند.[47]

امروزه اگر رهبری واحد سیاسی در تمام ممالک و جوامع اسلامی به خاطر تفکیک و تقسیم جغرافیایی ممکن نیست، دو راه حل دیگر وجود دارد:

1. همه کشورها و جوامع اسلامی، شورایی متشکل از دانشمندان، فقها و مفتیان اعظمی که با اندیشه تقریبی هستند، تشکیل دهند و این شورا برای تقریب و همبستگی جوامع اسلامی بکوشد و در مسائل بزرگ و مبتلابه، فتوای دینی و مذهبی که متناسب با مصالح امت اسلامی است صادر کند.

2. جوامع اسلامی ـ همچون سران کشورها که گاهی جلسه دارند ـ به صورت اصولی و اساسی شورایی تشکیل دهند و اعضای این شورا در مسائل مهم بین المللی و منطقه ای به شور و مشورت بپردازند و در سیاست خارجی شان موضع مشترک و واحدی اتخاذ کنند.

2. شناسایی کانون فساد و منشأ اختلاف

یکی از دقتها و موشکافیهای حضرت امام(ره) در باب راهکارهای وحدت، شناسایی کانون فساد و منشأ اختلاف است. از دیدگاه ایشان می توان استفاده کرد که ما نباید خود را درگیر مسائل ظاهری و سطحی اختلافها کنیم، باید ریشه های اصلی را پیدا کنیم و بخشکانیم. ایشان با هرگونه حرکتی که باعث انحراف افکار ملت از مجرم اصلی شود به مقابله برمی خیزند و به روشنگری و ارائه مسیر صحیح مبارزه می پردازند. نمونه های فراوانی از عملکرد امام نشان می دهد که به جای پرداختن به امور سطحی و اصلاح انحرافهای ظاهری، به اصل و منشأ آنها هجوم می برد. مثلاً هنگام طرح کتاب شهید جاوید در مجامع علمی و طرفداری عده ای از محتوای کتاب و مخالفت برخی دیگر، می فرمایند:

قضیه مرحوم شمس آبادی شما خیال کردید یک چیز عادی بود این همه جز همانها بود که با طریقهای مختلف اینها می آمدند و درست می کردند. یک وقت شهید جاوید را پیش می آوردند، از این طرف و از آن طرف و یک ماه محرم و صفر و بیشتر منبرها همه خرج این می شد که شهید جاوید چی. از این طرف یک دسته ای تایید از آن طرف یک دسته ای تکذیب. یک قدری که این سست می شد، باز یک چیز دیگری درست می کردند. مرحوم شمس آبادی هم از این امور بود که شاید هم خودشان این کار را کردند (من نمی دانم) که یکی کسی را بکشند و صدا دربیاورند یک دسته از آن طرف و یک دسته از این طرف و بساط درست کنند و یک قدری که این کمتر می شد آن وقت یک کس دیگر را به میدان می آوردند که این کتابهایش چطور است. او می گفت کافر است، این می گفت مسلمان است. آن دیگری می گفت کافری است از ابوجهل بدتر. اما نقشه توی کار است. آنهایی که اینها را درست می کنند نه به اسلام عقیده دارند و نه به روحانیت عقیده دارند و نه به هیچ چیز.[48]

مبارزات حضرت امام(ره) با شاه فاسد و نقشه های اختلاف بر انگیز او، نیز بر همین مبنا استوار بود. مبارزه با ابر قدرتهایی مثل آمریکا که همواره به اختلاف و تفرقه در جوامع اسلامی دامن می زنند نیز از همین قبیل بود.

3. پرداختن نویسندگان به وحدت

از راهکارهای اساسی دیگر، توجه و پرداختن نویسندگان و فرهنگیان و دانشمندان به وحدت و تولید کتابها و دیگر آثاری است که در زمینه وحدت و همبستگی باشند و جامعه اسلامی را به همدلی فرا بخوانند. حضرت امام(ره) در یکی از سخنان خود می فرمایند:

ای آقای محترمی که این صفحات را جمع آوری نمودید و به نظر علمای بلاد و گویندگان رساندید خوب است یک کتابی فراهم آورید که جمع تفرقه آنان را کند و همه آنان را در مقاصد اسلامی همراه کرده از همه امضا می گرفتید که اگر در یک گوشه مملکت به دین جساراتی می شد همه یک دل و یک جهت از تمام کشور قیام می کردند.[49]

4. برنامه ریزی و انجام کارهای تشکیلاتی

یکی از تأثیر گذار ترین راهکارهای وحدت، برنامه ریزی، ایجاد انجمنها و انجام کارهای تشکیلاتی در مسیر همبستگی است. تلاشهای فردی هرچند هم مصرانه و با جدیت باشد، مثمر نیست. وحدت اسلامی و قدرت و شکوفایی جامعه اسلامی را با سیاست و برنامه ریزیهای بلند مدت از بین برده اند، لذا برای بازگشت اقتدار و همبستگی اسلامی نیز باید با برنامه و انجام کارهای تشکیلاتی و اساسی پیش رفت.

حضرت امام(ره) این مهم را به خوبی دریافته بود و تمام فعالیتهای ایشان در طول مبارزه ضد استعماری خارجی و ضد استثماری داخلی، نشان از برنامه ریزی، سیاستگذاری و انجام فعالیتهای تشکیلاتی است. مثلاً پس از رحلت مرحوم آیت الله بروجردی، شاه تلگرامی به نجف فرستاد و وانمود کرد که در ایران مرجع متشخص و شخص مطرحی وجود ندارد و سپس به غائله لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی پرداخت. امام که نقشه شاه را خوانده بودند، قبل از اینکه خود اعلامیه بدهند یا عملکرد فردی دیگری انجام دهند، همه علمای مطرح آن روز را دعوت می کنند و در منزل مرحوم حاج شیخ مرتضی حائری برای برنامه ریزی اساسی و مقابله جمعی و تشکیلاتی با این مسئله جلسه ای تشکیل می دهند.[50] از طرف دیگر، نامه های بسیاری به بلاد و شهرهای مختلف می نویسند از علما و روحانیون هر شهر می خواهند هفته ای یک شب تشکیل جلسه داده و با مشورت و برنامه ریزی و سیاست گذاری اصولی، برای مقابله با حوادث پیش آمده موضع واحدی اتخاذ کنند.[51]

5. جلوگیری از اهانت

یکی از عوامل خطرناک تفرقه و اختلاف، توهین و افترا به افراد، جامعه و یا مذهب و اعتقاد دیگران است. راهکار اصولی در این زمینه نیز از بین بردن این عامل است. امام(ره) پس از آزادی از زندان در سال 1343 وقتی متوجه می شوند در بین طلاب جوان صحبتهایی در هجو و بدگویی از بعضی از مراجعی که با امام همراهی نکرده اند رایج شده است، به شدت بر آشفته می شوند و می فرمایند:

آقایان متوجه باشید اگر چنانچه شطر کلمه ای به یک نفر از مراجع اسلام، شطر کلمه ای اهانت بکند کسی به یک نفر از مراجع اسلام، بین او و خدای تبارک و تعالی ولایت منقطع می شود. کوچک فرض می کنند فحش دادن به مراجع بزرگ ما را کوچک فرض می کنید؟ اگر به واسطه بعضی از جهالتها لطمه ای بر این نهضت بزرگ وارد بشود معاقبید پیش خدای تبارک و تعالی. توبه تان مشکل است قبول بشود چون به حیثیت اسلام لطمه وارد می شود. اگر کسی به من اهانت کرد سیلی به صورت من زد، سیلی به صورت اولاد من زد، والله تعالی راضی نیستم در مقابل او کسی بایستد دفاع کند، راضی نیستم.[52]

امام با این از خود گذشتگی مانع ایجاد تفرقه در صفوف مبارزان و شکاف بین جمع مراجع می شوند و توطئه عواملی که به شکستن وحدت میان طلاب و روحانیون و مراجع امید بسته بودند خنثا می گردد. این عامل در سطح کلان جهان اسلام نیز راهکاری بسیار مؤثر برای وحدت و انسجام به شمار می رود. اگر اهانتها در تعابیر گفتاری و نوشتاری کاسته و یا به صورت کلی حذف گردد، احترام به همدیگر جایگزین می شود و زمینه گفت وگو و وحدت و اخوت حاصل می گردد.

6. احترام متقابل

یکی از مهم ترین راهکارهای همبستگی و همدلی، احترام متقابل به همدیگر است. دو فرد و یا دو جامعه و یا دو مذهب و اعتقاد ممکن است تفاوتها و تمایزاتی داشته باشند. راه مسالمت زیستی و همبستگی این است که نسبت به هم روابط احترام آمیز متقابل داشته باشند. این مسئله در بین گروههای مختلف یک جامعه و حتی افراد یک خانواده نیز صادق است. احترام متقابل موجب همدلی و وحدت می گردد. حضرت امام(ره) در باره احترام متقابل گروههای مختلف جامعه به خصوص روحانیان و روشنفکران و دانشگاهیان می فرمایند:

لازم است طبقات محترم روحانی و دانشگاهی، با هم احترام متقابل داشته باشند. جوانان روشنفکر دانشگاهها به روحانیت و روحانیون احترام بگذارند خداوند تعالی آنها را محترم شمرده و اهل بیت وحی سفارش آنها را به ملت فرموده است. روحانیت قدرت بزرگی است که با از دست دادن آن خدای نخواسته پایه های اسلام فرو می ریزد و قدرت جبار دشمن بی معارض می شود.[53]

متأسفانه در جوامع اسلامی دستهایی دست به هم داده اند که نگذارند آنها به همبستگی و همدلی برسند و همواره در بین گروههای مختلف جوامع اسلامی تفرقه و اختلاف به وجود می آورند. روحانیان را به روشنفکران و جوانان و دانشمندان دانشگاهی و روشنفکر را به دین و یا روحانیون بدبین می کنند. توصیه حضرت امام این است که این دو قشر با دیده احترام به هم بنگرند و علی رغم حمله عمال اجانب به همدیگر احترام بگذارند و از تبلیغات سوئی که بر ضد آنها انجام می گیرد، احتراز کنند و هشیار و بیدار باشند که از سر غفلت یا جهالت به دام تبلیغات سو گرفتار نشوند.[54]

7. تمسک به مشترکات

مسلمانها و مذاهب مختلف اسلامی و همین طور اسلام با دیگر ادیان توحیدی مشترکات بسیاری دارند که تمسک به این مشترکات می تواند یکی از راهکارهای اساسی وحدت و همبستگی جوامع انسانی یا اسلامی باشد.

امام(ره) نیز بارها با تکیه و تمسک به وجوه مشترک در جهت ایجاد وحدت بین مسلمانان و حتی غیرمسلمانان همه را دعوت به وحدت می کردند. ایشان در پیامی که به مناسبت عید میلاد مسیح برای مسیحیان جهان فرستاد، با استناد به آیاتی از انجیل به مشترکاتی از مسیحیت و اسلام تمسک کرد و آنها را به وحدت دعوت نمود:

یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین لله شهداء بالقسط ولا یجرمنکم شنئان قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی واتقوالله ان الله خبیر بما تعملون

خوشا به حال آنان که گرسنه و تشنه عدالت اند، از آن رو که سیر نخواهند شد (انجیل متی).

خوشا به حال آنان که از بهر عدالت زحمت می کشند، به سبب آنکه مملکت آسمانی از آنهاست (انجیل متی).

عید سعید میلاد مسیح پیامبر عظیم الشان که برای طرفداری مظلومان و برقراری عدل و رحمت مبعوث و با گفتار آسمانی و کردار ملکوتی خود، ظالمان و ستمکاران را محکوم و مظلومان و مستضعفان را پشتیبانی فرمود، بر ملتهای مستضعف جهان و ملت مسیح و مسیحیان هم میهن مبارک باد. هان ای پدران کلیسا و روحانیان تابع حضرت عیسی، به پاخیزید و از مظلومان جهان و مستضعفان گرفتار در چنگال مستکبران پشتیبانی کنید و برای رضای خدا و پیروی دستور حضرت مسیح یک بار ناقوسها را در معابدتان به نفع مظلومان ایران و محکوم نمودن ستمگران به صدا درآورید.[55]

حضرت امام در این پیام، مسیحیان را به طرفداری مظلومان و مستضعفان و برقراری عدل و رحمت و دوری و بیزاری از ظالمان و ستمکاران که مشترکات آموزه های دین اسلام و دین مسیحیت است، فرا می خواند. ایشان در دیدار با کلیمیان و زرتشتیان و مسیحیان ایران، با استناد به رسالت انبیای الهی در نفی ظلم و رفع تبعیض و بر افراشتن پرچم توحید و عدالت و تهذیب اخلاق مردم، آنها را به این مشترکات دعوت می نماید.[56]

8. پرهیز از مسائل تفرقه افکن

از راهکارهای مهم همبستگی، پرداختن به مسائل و پرهیز از امور تفرقه افکن است. امام(ره) به مصالح امت اسلامی همواره توجه می کرد و از حرکاتی که فایده ای جز ایجاد تفرقه در صفوف مسلمانان ندارد به شدت پرهیز می نمود. یکی از اموری که امروزه برخی از عوامل تفرقه افکن خارجی در جوامع اسلامی دامن می زنند و عده ای از بی خبران داخلی نیز آن را تکرار می کنند، مسئله خلافت و ولایت امیرالمومنین(ع) است. امام در یکی از سخنانشان می فرمایند: «امروز سر خلافت امیرالمومنین(ع) اختلاف کردن، خیانت به اسلام است.»[57]

و همچنین در پیامهایی که برای حجاج ایرانی می فرستند، می فرمایند:

لازم است برادران ایرانی و شیعیان سایر کشورها از اعمال جاهلانه که موجب تفرقه صفوف مسلمین است احتراز کنند و لازم است در جماعات اهل سنت حاضر شوند و از انعقاد و تشکیل نماز جماعت در منازل و گذاشتن بلندگوهایی مخالف رویه اجتناب نمایند.[58]

در وقتی که در مسجدالحرام یا مسجدالنبی نماز جماعت منعقد شد مؤمنین نباید از آنجا خارج شوند و باید از جماعت تخلف نکنند و با سایر مسلمین به جماعت نماز بخوانند.[59]

از نظر حضرت امام(ره)، پرهیز از اختلاف و تمسک به وحدت و همبستگی مسلمانان به قدری اهمیت دارد که در فتوایی می فرمایند: «در وقوفین متابعت از حکم قضات اهل سنت لازم و مجزی است اگرچه قطع به خلاف داشته باشید.»[60]

9. ایجاد حکومت اسلامی

از کاربردی ترین راهکارهای وحدت، اقدام عملی در جهت ایجاد وحدت و همبستگی است. وحدت با آرزو و تخیل انجام نمی پذیرد. اگر واقعاً می خواهیم به وحدت حقیقت دست یابیم، باید بکوشیم در عمل وارد صحنه شویم و گامهای عملی و کاربردی در این زمینه برداریم. تشکیل حکومت اسلامی یکی از این اقدامات عملی است. حضرت امام(ره) می فرمایند:

ما برای اینکه وحدت امت اسلام را تامین کنیم، برای اینکه وطن اسلام را از تصرف و نفوذ استعمارگران و دولتهای دست نشانده آنها خارج و آزاد کنیم، راهی نداریم جز اینکه تشکیل حکومت بدهیم. چون به منظور تحقق وحدت و آزادی ملتهای مسلمان بایستی حکومتهای ظالم و دست نشانده را سرنگون کنیم و پس از آن، حکومت عادلانه اسلامی را که در خدمت مردم است بوجود آوریم. تشکیل حکومت برای حفظ نظام و وحدت مسلمانان است، چنان که حضرت زهراJ در خطبه خود می فرماید که امامت برای حفظ نظام و تبدیل افتراق مسلمانان به اتحاد است.[61]

10. اهتمام به امور مسلمانان در جهان

مسلمانان باید به سرنوشت همدیگر حساس باشند و به مصائب و مشکلاتشان ابراز احساسات نمایند. مسلمانان خارج از حوزه جغرافیای خاص خودشان، به امور مشترک دینی و باورهای ایمانی خود اهتمام به خرج دهند. حضرت امام با تعیین آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به عنوان روز «جهانی قدس» و «روز اسلام»، اهتمام خاص خود به امور مسلمانان را نشان دادند و نقطه عطفی در اتحاد میان مسلمانان جهان ایجاد کردند که هر روز و هر سال بر عظمت و ابهت این روز افزوده می شود. امام در این باره می فرمایند:

روز قدس، روز اسلام است. روز قدس، روزی است که اسلام را باید احیا کرد و احیا بکنیم و قوانین اسلام در ممالک اسلامی اجرا بشود. روز قدس، روزی است که باید به همه ابرقدرتها هشدار بدهیم که اسلام دیگر تحت سیطره به واسطه عمال خبیث شما واقع نخواهد شد.[62]

11. بیداری و قاطعیت در برابر دشمنان و تفرقه افکنان

از نظر حضرت امام(ره) بیداری در مقابل دشمن، آگاهی از توطئه ها و برنامه های تفرقه افکنانه آنان و برخورد قاطع و دندان شکن با آنها، موجب اتحاد و همبستگی مسلمانان می گردد. موضع بسیار به حق امام با فتوای تاریخی و برخورد قاطع مبنی بر حکم ارتداد و اعلام حکم قتل سلمان رشدی که مورد اتفاق همه فرق مسلمانان است ، باعث احیای اسلام و اتحاد مسلمانان در برابر دشمنان شد. پرداختن به این گونه امور از مسائلی است که مسلمانان را می تواند گردهم آورد و ریشه اختلاف و پایه توطئه دشمنان را از بن برکَند.

12. ایمان به هدف و بیداری امت اسلامی

یکی از راهکارهای وحدت این است که ما به هدف امیدوار باشیم، ایجاد وحدت امت اسلامی و بیداری جوامع مسلمان از خواب غفلتی که آنان را فرا گرفته است، برای ما خواب و خیال نباشد، بلکه آن را هدف تحقق یافتنی و در دسترس بدانیم.

امام با تمام وجود و با الهام و اعتقاد به وعده اجتناب ناپذیر الهی مبنی بر پیروزی مستضعفان بر مستکبران و امامت و رهبری آنان بر روی زمین، اولاً خود ایمان راسخ به آینده و تحقق وعده الهی و پیروزی و بیداری ملل مستضعف دارند، ثانیاً، با تکیه بر ایمان و اعتقاد محکم خویش، همواره ملل اسلامی و مستضعف جهان را امید به پیروزی و آینده نگری می دهد و همیشه از «آینده روشن» و «بیداری امت اسلامی» و همبستگی و اقتدار آنان به عنوان قاعده ای تخلف ناپذیر و امید بزرگ یاد می نماید و مکرر به این حقیقت اشاره می کند. ایشان در سخنانی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی می فرماید: «خداوند پیروزی مستضعفین بر مستکبرین را وعده کرده و آنها را امامان روی زمین قرار خواهد داد و این وعده الهی نزدیک است و امیدواریم ما شاهد آن باشیم.»[63]

ایشان همچنین در مناسبتهای مختلف و در دیدار با گروهها و اصناف مختلف جامعه، به این حقیقت اشاره می نماید. در دیدار اعضای جنبش امل، اواخر سال 1980،[64] در پاسخ به نامه گروهی از دانشجویان مسلمان در اروپا،[65] در دیدار با افسران پاکستانی، اوایل سال 1979،[66] در جمع خانواده های شهدا،[67] در پیامی به انجمن اسلامی دانشجویان در کانادا و آمریکا،[68] در پاسخ به پیام دهمین نشست اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا،[69] و...، از قیام همگانی مستضعفان جهان، بیداری ملل اسلامی، پیروزی مستضعفان بر مستکبران، زمینه سازی حکومت جهانی مهدی آخرالزمان(عج)، تحقق وعده تخلف ناپذیر الهی و به انزوا کشیده شدن قدرتهای شیطانی، یاد می کند.

برآمد

با عنایت به آموزه های دینی و آثار عملی وحدت و انسجام اسلامی، ضرورت این امر روشن و بدیهی است و به نظر می رسد لزوم تلاش برای تحقق عملی وحدت و دوری از تفرقه، جای هیچ گونه شک و تردیدی ندارد و محل هیچ نوع تأمل و بحثی نیست. اما به دلیل برخی از زمینه های تفاوت، چه در عقاید و اصول و چه در احکام فرعی، این سؤال به ذهن متبادر می شود که وحدت بر چه محور و مبنایی و چگونه انجام شود و راهکارهای تحقق وحدت چیست. اندیشمندان و نخبگان فکری جهان اسلام بسیار کوشیده اند که راهکارهای مؤثری در این زمینه ارائه دهند و راه عملی وحدت را هموار سازند. بدون شک از جمله برجسته ترین فرهیختگان علمی و عملی این میدان، دو دانشمند مبارز، امام خمینی(ره) و سیدجمال الدین(ره) هستند که هر دو تلاشهای بی شماری برای تقریب امت اسلامی و برقراری مجد و عظمت اسلام، انجام دادند و سعی بلیغی برای رفع تفرقه کردند و راهکارهای عملی و مؤثری برای تحقق وحدت و انسجام اسلامی ارائه نمودند.

اگر بخواهیم راهکارهای سیدجمال الدین را به صورت خلاصه ترسیم کنیم، می توانیم بگوییم ایشان طرح بسیار جامع و فراگیری را در دستور کار علمی و عملی خویش قرار داد. از یک طرف با دولتها ارتباط برقرار نمود و طرح ایجاد «وحدت از بالا» را سر مشق فعالیتهای خود قرار داد. او در این عرصه «طرح ائتلاف و تقریب دولتهای مسلمان» و«ایجاد حکومت واحد اسلامی» را ارائه داد و برای تحقق عملی آن پیگیریهای بسیار فعال و مصرانه را با دستگاه خلافت عثمانی نیز آغاز نمود. از طرف دیگر، به ملت رو آورد و به طرح ایجاد «وحدت از پایین» دلخوش کرد و به نخبگان علمی و دانشمندان چشم دوخت و راهکارهایی همچون «همبستگی و ارتباط عالمان دینی و متفکران اسلامی»، «ایجاد مرکزیت دینی و گفتمانی» و «سازماندهی درجات علمی و وظایف علما» را برای این قشر ارائه نمود و از زاویه دیگر تنها به اسلام اندیشید و راهکارهای «اتحاد بر محور قرآن» و «بازگشت به اسلام راستین» را مطرح نمود. چون هیچ نوع فعالیت اجتماعی بدون تشکیلات به سامان نمی رسد، لذا راهکارهای «ایجاد تشکیلات» و «ایجاد کنگره و مؤتمر اسلامی» را نیز ضمیمه راهکارهای خود نمود تا طرح جامع ایشان به طور کامل فراگیری خود را حفظ کند. از این لحاظ که رسیدن به هدف، مستلزم رفع موانع است، ایشان راهکار دیگری با عنوان «شناسایی عوامل تفرقه و طرد و نفی آنها» را نیز به راهکارهایش افزود.

حتی اگر سید در اجرای تمام طرحها و راهکارهای خود به موفقیت کامل دست نیافته باشد، می توان گفت حرکت و راهکارهای بسیار مؤثر وی سه نتیجه روشن و قابل توجه را برای جامعه اسلامی به ارمغان آورد: 1. باعث تقویت روح اتحاد و اخوت مسلمانان جهان اسلام گردید؛ 2. موجب رشد و شکوفایی حرکتها و جنبشهای طرفدار اتحاد اسلامی شد و 3. از همه مهم تر پیروانی برجسته ای چون کواکبی، رؤسای الازهر، شیخ عبدالقادر مغربی، اقبال لاهوری و... پیدا کرد که هر یک طلایه دار اتحاد اسلامی شدند و راه و آرمان سید را پس از وی دنبال کردند.[70]

گرچه تمام راهکارهای حضرت امام(ره) برای تحقق وحدت و همگرایی اسلامی در یک مقاله مختصر نمی گنجد، اما کلیت آن را می توان به صورت خلاصه ارائه داد. ایشان همچون سیدجمال الدین، یکی از راهکارهای اساسی وحدت اسلامی را « ایجاد حکومت اسلامی» می دانست. حضرت امام برای تحقق این راهکار دست به دامن و آستان حاکمان هم عصر خود نگردید، بلکه در یک حرکت استثنایی و بی نظیر، حکومت غیر اسلامی، ظالم و غاصب دوران خودش را سرنگون ساخت و به دست خود حکومت اسلامی تأسیس نمود و اصل «ولایت فقیه» را پشتوانه نظری آن قرار داد که ولایت عام، مشروعیت سیاسی و متصدی بودن خود در امور را به ولیّ مطلق و حاکم یگانه پیوند می زند. این حکومت اگر می خواست به وحدت اسلامی برسد، «رهبری واحد» می طلبید؛ لذا حضرت امام، نخستین و مهم ترین راهکار خود برای تحقق همگرایی اسلامی را «رهبری واحد» معرفی نمود. در سایه رهبر واحد است که راهکارهای دیگر روح می گیرد و کارایی خود را حفظ می کند.

امام خمینی(ره) همچون سیدجمال الدین به کارهای تشکیلاتی عنایتی خاصی داشت و «برنامه ریزی و انجام کارهای تشکیلاتی» را جز راهکارهای مؤثر همگرایی می شمرد. تمام فعالیتهای عملی ایشان در براندازی حکومت چند صدساله طاغوت، نشان از برنامه ریزی دقیق و انجام کارهای پیشرفته تشکیلاتی است. یک دسته از راهکارهای امام(ره) با توجه به دشمن و منشأ اختلاف است. نگاه ژرف بین امام خمینی(ره) از سطح و ظاهر عبور می کند و عمق مطلب را می کاود و بدین سان راهکار «شناسایی کانون فساد و منشأ اختلاف» را مطرح می سازد و از «مسائل تفرقه افکن» بر حذر می دارد و درباره «دشمنان و تفرقه افکنان» هشدار می دهد و « بیداری و قاطعیت در برابر آنان» را یاد آوری می نماید. به صورت کلی، به «ایمان به هدف و بیداری امت اسلامی» تأکید می کند و « اهتمام به امور مسلمانان در جهان» را از دیگر راهکارهای وحدت بر می شمارد و به مسلمانان توصیه می کند که برای تحقق وحدت و همگرایی «احترام متقابل» داشته باشند و « از اهانت» به همدیگر خود داری نمایند و به جای طرح مسائل تفرقه برافکن «تمسک به مشترکات» داشته باشند. حضرت امام(ره) نقش نخبگان و فرهیختگان را برجسته می داند و از نویسندگان دعوت می نماید که برای تحقق وحدت و همگرایی دست به قلم شوند و جامعه اسلامی را به وحدت و همدلی فرا بخوانند.

به طور کلی می توان گفت، حضرت امام(ره) نیز همچون سیدجمال الدین درد و ضعف ملت اسلامی را در تفرقه می داند و مجد و عظمت را در وحدت و همدلی. بدین سان راهکارهای مؤثری برای تحقق همگرایی و همدلی ملت اسلامی ارائه می دهد و خود نیز پای در میدان می نهد و بسیاری از آن راهکارها را تحقق می بخشد و جامه عمل می پوشاند. راهکارهای حضرت امام نیز، چنان که بیان شد، راهکارهایی فراگیر است و از دولت گرفته تا تک تک افراد را در بر می گیرد و برای آنها وظیفه معیّن می کند. در این سازکار، نخبگان، فرهنگیان و اهل قلم باید به بیداری ملت بپردازند، سیاستمداران به تشکیل حکومت اسلامی بیندیشند و تک تک افراد جامعه با چشم باز و با دقت و ژرف اندیشی دشمنان و دوستان خود را بشناسند و با ایمان به هدف و تحقق بیداری امت اسلامی حرکت و جوشش همگرایی را آغاز نمایند. در این ساختار و این راهکار تفاوتها نادیده گرفته نمی شود. مسلمانان می توانند با زبان و بیان نرم و احترام متقابل تفاوتها را مطرح کنند و از اهانت به دیگری به شدت پرهیز نمایند، تا زمینه گفت وگو و در نتیجه اخوت و همدلی مهیا گردد. در این صورت است که امت واحده اسلامی تحقق خواهد یافت.

پی نوشتها:

* تاریخ دریافت: 28/09/86 تاریخ تأیید: 16/12/86

** دانش پژوه دکتری فلسفه اسلامی، مدرسه عالی امام خمینی(ره) قم.

1. رک: واثقی، صدر، سیدجمال الدین حسینی پایه گذار نهضتهای اسلامی، تهران: شرکت سهامی انتشار، 1348، ص112 به نقل از مجله المنار، جزء2، ص131.

2. سیدجمال الدین، محمد عبده، العروة الوثقی، بیروت: دار الکتب العربی، مقدمه، ص 13؛ حسینی طباطبایی، مصطفی، شیخ محمّد عبده مصلح بزرگ مصر، تهران: انتشارات قلم، ص 38.

3. سیدجمال الدین، مقالات جمالیه، کوشش ابوالحسن جمالی، تهران: طلوع آزادی، 1355، ص7.

4. واثقی، صدر، پیشین، ص44.

5. آهنگ، محمدکاظم، سیر ژورنالیزم در افغانستان، ج1، کابل: انجمن تاریخ و ادب افغانستان اکادمی، 1349، ص 6ـ5 و 71ـ70؛ غبار، غلام محمد، افغانستان در مسیر تاریخ، تهران: انتشارات جمهوری،1374، ج 2، ص 954.

6. آهنگ، پیشین، ص70.

7. مجله کابل ( مقاله جیرانی) سال اول، شماره2، ص 35 و مجله کابل ( قاسم رشتیا) سال9، شماره 10، ص 18 به نقل از : خط سوم ش3ـ4 ص 68.

8. محیط طباطبایی، محمد، نقش سیدجمال الدین اسدآبادی در بیداری مشرق زمین، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، ص 62.

9. طباطبایی، پیشین، ص39.

10. رئیس کرمی، سید علی، سیدجمال الدین اسدآبادی و همبستگی جهان اسلام، زاهدان: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت سیستان و بلوچستان، معاونت سیاسی و اجتماعی، 1382، ص131.

11. عنایت، حمید، سیری در اندیشه سیاسی عرب، تهران: امیر کبیر1385، ص83.

12. عنایت، پیشین.

13. رئیس کرمی، سیدعلی، پیشین، ص132.

14. محیط طباطبایی، محمد، پیشین، ص 98.

15. پیشین، ص99.

16. احمد امین، زعماء الاصلاح فی عصر الحدیث، بیروت: دارالکتب العربی، ص 82.

17. سیدجمال الدین، العروة الوثقی، با مقدمه خسرو شاهی، ص80.

18. پیشین، صص67,73,79,106,110.

19. محیط طباطبایی، پیشین، ص38.

20. عنایت، حمید، همان، ص103.

21. احمد امین، زعماء الاصلاح، ص84؛ سیدجمال الدین، العروة الوثقی، مقدمه، 29.

22. سیدجمال الدین الحسینی، نامه ها و اسناد سیاسی ـ تاریخی، اعداد و تقدیم سیدهادی خسروشاهی، قاهره: مکتبة الشروق الدولیة، 1423/2002.

23. سیدجمال الدین، العروة الوثقی، ص72ـ 73؛ احمد امین، زعماء الاصلاح، ص84.

24. همان، ص109؛ احمد امین، زعماء الاصلاح، ص84.

25. همان، با مقدمه خسرو شاهی، ص19ـ20.

26. پیشین، ص33ـ35.

27. پیشین، ص35.

28. پیشین.

29. پیشین.

30. پیشین.

31. پیشین، ص34ـ 35.

32. مهدوی، اصغر و ایرج افشار، مجموعه اسناد و مدارک چاپ نشده درباره سیدجمال الدین، تهران: دانشگاه تهران، ص63، سند شماره 216.

33. پیشین، ص63ـ64.

34. احمد امین، زعماء الاصلاح فی عصر الحدیث، ص 80ـ81.

35. پیشین، ص82.

36. سیدجمال الدین، العروة الوثقی، ص35.

37. همان، ص6, مقاله اوّل.

38. واثقی، صدر، سیدجمال الدین حسینی پایه گذار نهضتهای اسلامی، ص112؛ به نقل از مجله المنار، جزء2، ص131.

39. سیدجمال الدین، العروة الوثقی، ص34.

40. رک: همان، ص 106ـ110.

41. مهدوی، اصغر و ایرج افشار، مجموعه اسناد و مدارک چاپ نشده درباره سیدجمال الدین, تصویر 26و27؛ محیط طباطبایی، نقش سیدجمال الدین در بیداری مشرق زمین، ص272ـ 280.

42. رک: رشتیا، سیدقاسم، سیدجمال الدین افغانی و افغانستان، مؤسسه انتشارات بیهقی، ص99؛ دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی، انتشارات جاویدان، ج1، ص99.

43. رک: خان ملک ساسانی، سیاستگران دوره قاجار، تهران: انتشارات بابک، ص203؛ رشتیا، سیدقاسم، سیدجمال الدین افغانی و افغانستان، ص105؛ محمود محمود، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس، تهران: اقبال، ج5، ص15ـ 16.

44. رک: محیط طباطبایی، نقش سیدجمال الدین در بیداری مشرق زمین، ص93ـ 128, زندگی نامه اجمالی عده ای از افراد فوق را آورده است.

45. امالی مفید، ج1، ص 14، مجلس 2، حدیث 2.

46. بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، ج 1، ص 99.

47. پا به پای آفتاب، ج 4، ص 43.

48. صحیفه امام، ج 8، ص 460، تاریخ 14/4/1358.

49. همان، ج 1، ص 21، تاریخ 23/جمادی الاولی/1363.

50. بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، ج 1، ص 99.

51. پیشین، ص 149.

52. پا به پای آفتاب، ج 4، ص 43.

53. صحیفه امام، ج 3، ص 325، تاریخ 24/11/1356.

54. پیشین.

55. صحیفه امام، ج 11، ص 375 ـ 377، تاریخ 2/10/1358.

56. همان، ج 17، ص 98، تاریخ 27/8/1361.

57. همان، ج 8، ص 481، تاریخ 15/4/1358.

58. همان، ج 10، ص 61، تاریخ 29/6/1358.

59. مناسک حج، ص 257.

60. صحیفه امام، ج 10، ص 62، تاریخ 29/6/1358.

61. ولایت فقیه، ص 27.

62. صحیفه امام، ج 9، ص 277، تاریخ 25/5/1358

63. امام خمینی، سخنان، ج1، ص24.

64. همان، ج15، ص260.

65. همان، ج6، ص28.

66. همان، ج10، ص69.

67. همان، ج15، ص221.

68. همان، ج8، ص60.

69. در جستجوی راه از کلام امام، دفتر1، ص10.

70. رک: محیط طباطبایی، نقش سیدجمال الدین در بیداری مشرق زمین، ص93ـ 128. وی زندگی نامه اجمالی عده ای از افراد فوق را آورده است

  

+ نوشته شده توسط رحمت الله سخا در سه شنبه 1391/02/19 و ساعت 18:40 |